ميكند، كه نهتنها شامل دستور زبان و آثار لاتيني دوناتوس (چهارم ـ 1)، الكساندر دوويلديو (سيزدهم ـ 1) و ابرهارد بتوني (سيزدهم ـ 1) است، بلكه منطق، زبان يوناني، عربي يا زبانهاي ديگر شرقي، علوم طبيعي (آلبرت كبير، توماي آكويني، سيژا)، علوم رياضي (راجر بيكن)،
اخلاق، سياست، كتاب مقدس و غيره نيز بايد تدريس شود. او خواستار ساده كردن تشريفات دادرسي و آموزش و تدوين كتابهاي كوچكتر و ارزانتر شد. دختران بايد با مراقبت ويژهاي آموزش ببينند، بهويژه آنان كه براي ازدواج با كشيشان ارتدكس و امراي شرقي در نظر گرفته ميشوند و وظيفهٴ اصلي آنان تغيير دين و فرانسوي ساختن شوهرانشان خواهد بود. به اين دختران ميتوان اجازهٴ آموزشهاي حرفهاي را داد، بهويژه در پزشكي و جراحي، تا بهتر بتوانند مأموريت ويژهٴ خود را انجام دهند.
پيداست كه انديشههاي آموزشي دوبوا، مانند ساير عقايدش، در اصل جنبهٴ سياسي داشت.
او نوعي ((انحصارطلب)) سدهٴ چهاردهمي بود كه روٴياي تربيت پسران و دختران را براي خدمت به دولت در سر ميپروراند. برنامهها و فضاي آموزشي بر اساس نيازهاي دولت تعيين ميشد و ديگر هيچ.
چون نيازهاي علمي كشور هنوز رشد نكرده بود، همچنين به دليل مادهگرايي غيراخلاقي خود او، علاقههاي علمياش درسطح پاييني بود، عليرغم آشناييهايي با آيين ابنرشد، احتمال دارد كه كنجكاوي علمي خود او از حد تقويم، پزشكي و علم اختر گويي تجاوز نميكرده است.
7. اقتصاديات. او خطرهاي سياسي ناشي از كاهش ارزش پول را ميدانست و تصوير وحشتناكي از آن را براي شاه ترسيم كرد. اين امر ممكن است در نيكول اُرام تأثير داشته است.
8. اصالت و سبك. ولو اينكه معلوم ميشد بسياري از عقايد او قبلاً از سوي ديگران بيان شده و ممكن است اين كار شده باشد، باز ميتوان او را يكي از اصيلترين متفكران سدهٴ چهاردهم شمرد. افكار تازه در سياست بسيار نادر است؛ و هر نوع ابداعي در آن عموماً نوسازي عناصر قديم است. هيچ متفكر ديگري در سدههاي ميانه چنين تركيب عجيب و بديعي عرضه نكرده، تركيبي كه از بسياري جهات پيامبرانه بود.
او يك ((محرك افكار)) حرفهاي و متخصص تلفيق اغواكنندهترين تصورات با همهٴ شگفتيشان بود و از آنها براي هدفهايش بهرهبرداري ميكرد؛ احتمالاً او قادر بود اين كار را بدون نگراني از هيچ احساس دغلبازي انجام دهد، زيرا عقل خدادادياش به فقدان تخيل دچار بود. تندروي صريحش، فرانسهخواهي بيپيرايهاش و ناپايبندياش به اصول اخلاقي را تنها بدين صورت ميتوان توضيح داد و نه با چيز ديگر.
سبك او در بهترين آثارش به همان اصالت افكارش بود، يعني نه مدرسي بود و نه خالص؛ بلكه زنده، بيپروا، نيرومند و داراي لحني تازه بود و همهٴ اينها را مديون آن بود كه نه اهل مدرسه بود و نه فيلسوف، بلكه تنها يك حقوقدان اهل عمل بود.